تبليغاتX
تحلیل پیامهای بازرگانی کلاس دکتر گیویان

شنبه هجدهم مهر 1388

دمی با حافظ

 

بر آن سرم كه ننوشم می و گنه نكنم     اگر موافق تدبير من شود تقدير

نوشته شده توسط آتنا پیربانی در 9:32 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388

آموزنده



                 سخنان جالب و آموزنده از گابریل گارسیا ماکز نویسنده معروف                                 کلمبیایی وبرنده جایزه نوبل در ادبیات

 
 
 
در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم .

 در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود .

 در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روزهشت ساعته وپدر را ازداشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند .

 در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن .

در 35سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود آن را می سازد.

در 40سالگی  آموختم كه رمزخوشبخت زیستن ، درآن نیست كه  كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم.

در 45سالگی یاد گرفتم كه 10درصداز زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتدو 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند.

در 50سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است.

در 55سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت وتصمیمات بزرگ را با قلب.

در 60سالگی  متوجه شدم  كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

در 65سالگی آموختم  كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعداز خوردن آنچه لازم است ، آنچه را كه میل دارد نیز بخورد.

در 70سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله دراختیارداشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است.

در 75سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است، به رشدو كمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود.

در 80سالگی پی بردم كه دوست داشتن و موردمحبت قرارگرفتن بزرگترین لذت دنیااست .

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.

نوشته شده توسط آتنا پیربانی در 22:8 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388

زبان بدن (3)

اسرار چشم ها
اين مقاله پيرامون مبـحث  پـرآوازه و  نـوظـهور مـوسـوم بـه "علايم دستيابي ديداري" مي باشد. شيوه اي كه مـا را قادر  مي سازد با مشاهده حركات  چـشـم هـا بـه  نـحـوه انديشيدن فرد پي ببريم. مـبـنـاي ايـن علم بر پايه ارتباط تنگاتنگ جسم و ذهن بوده و آنـكـه افـراد با حـركـت دادن چـشمـهايـشـان رونـد تـفـكـرات بـاطـنـي خـود را آشـكـار ميسازند. فراگيري آن ما را يقينا در بهبود برقراري ارتبـاط با ديگران در زندگي ياري خواهد داد.

تشخيص حركات  چشم قدري به تمرين و ممارست نيـاز دارد زيرا كه برخي افراد حركات چشم بسيار كنـد و آرام، مختصر، زيركانه و يا تعمدي دارند كه اغلب اوقات ارزيابي چشم را پيچيده و دشوار مي گردانـد. حـركات چـشـمـها نشان دهنده آن است كه فرد چگونه  ميانديشد،آيا وقايع  گذشته  و يا آينده را  در تصور خود ميپروراند، صدايي را در باطن خود دوبـاره مي شـنـود و يا صداي جـديـدي را در ذهن خود مي آفريـنـد. در دلـش بـا خود حرف ميزند و يا توجهش معطوف به احساساتش مي باشد.

جهت  رمز گشـايي  حركات چشمها  صورت را به 3  بخش فوقاني- مياني -تحتاني در  ذهن خـود مجسم كنيد. اكنون مجددا آن 3  بخش را از وسط به 2 بخش چپ و راست تقسيم كنيد.  حركت چشم  به سمت هر يك از اين 6 منطقه را ميتوان اينگونه تفسير كرد:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آتنا پیربانی در 11:38 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388

زبان بدن (۲)


حرکات بدن انسان ها بيانگر احساسات و افکار آنان است.  حتي اگر با زبان سر و کلماتي که به زبان مي آورند سعي در مخفي کردن  احساسات و افکار خود داشته باشند! باز هم زبان بدن شان، دست شان را رو مي کند.

تحقيقات روانشناسان بيانگر اين حقيقت است که در زمان يک  گفتگوي  رو در رو، تنها 7 درصد از  پيام ما از طريق  لغات و  کلمات انتخابي،  به مخاطب  منتقل مي شود.  33 درصد مقصود ما از  طريق لحن صدا، بلندي و کوتاهي صدا،  افکت هاي صوتي  و ... انتقال پيدا مي کند. و 60  درصد،  يعني  بيش از نيمي از  پيام ما به وسيله حرکات  بدن به مخاطب مان منتقل خواهد شد!

زبان بدن ( Body Language ) به بررسي اين 60 درصد حرکات  بدن مي پردازد...

به عنوان مثال حرکات  بدن انساني که در حال بيان حقيقت است چگونه است؟! :

دست ها  با فاصله از  بدن قرار دارند و به  اصطلاح،  شخص داراي  گاردي  باز است.  کف  دست ها  رو به بالاست!  ( اگر دقت کرده باشيد، زماني که مي خواهيم  روراست بودن خود را به  مخاطب متذکر  شويم، کف يک  دست  خود را به  او  نشان مي دهيم! ).  همچنين،  شخصي که در  حال  بيان  حقيقت  است، مستقيم در چشمان شما نگاه مي کند و چشمانش را از مخاطب نمي دزدد!

بالعکس، شخصي که در حال مخفي کردن حقيقت است، و يا دروغ مي گويد:

مستقيم در چشمان شما نگاه نمي کند و چشمانش را از شما مي دزدد!

بيشتر به سمت پايين نگاه مي کند و چشمانش را به زمين مي دوزد!

دست يا پاي خود را  بي دليل تکان مي دهد! ( اين کار بخاطر تخليه  اضطراب صورت مي گيرد،  چرا که هر دروغگويي مضطرب است، تا مبادا دستش رو شود و حرفش را باور نکنيم! )

مويي نامرئي را از کيف يا لباس خود برمي دارد و يا غباري نامرئي را از روي لباس خود مي تکاند( اگر اين حرکت از شنونده اي سر بزند،  معني اش آن است که او به حرف شما شک دارد و در  عين حال به دليلي نمي خواهد و يا نمي تواند مخالفتش را ابراز کند! )

در اداره هاي پليس، براي  تشخيص  دروغگو هاي  حرفه اي به تعداد پلک زدن هاي آنان در يک بازه زماني مشخص توجه مي کنند. چراکه وقتي شخصي درحال دروغ گفتن است سرعت پلک زدن هاي او بيشتر از حالت عادي است!



 زبان بدن در بين فرهنگ ها و کشورهاي مختلف به جز اختلافات مختصري که در ادامه مطلب آمده است! معناي مشترک و يکساني دارد!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آتنا پیربانی در 11:37 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388

 
زبان بدن (۱)
 
چهره شناسي  نياز به  دونستن  خيلي  مسائل ديگه داره و بايد قبل از اينكه  چهره خون  خوبي بشي كسي باشي كه  احساست ديگرون  رو خوب  درك كني  هنگامي يه فرد رو ما  هوشمند  ميگيم كه اون شخص  تواناييه  درك  رفتارهاي  غير كلامي  ديگرون و  داشته  باشه.  زنها  توي اين زمينه  به طور كلي هوشمندتر  از مردها  هستن..براي همينه  كه  زنها  به  داشتن"حس شهودي"معروفند...حس  شهودي بيشتر  توي زناني ديده  ميشه كه  بچه بزرگ كرده اند.چون  اونها  توي سالهاي  اول زندگي  اونها  ناچار هستن روي زبان غير كلامي تكيه كنند..براي همينه كه اين زنان اغلب در مذاكره و مباحثه هوشمندترند..(واي به حال آقايون)


سرعت  بعضي از  اشارات و  وضوحشون  بستگي به سن  فرد داره..مثلا  اگه يه  كودك 5 ساله  به پدر و مادرش دروغ بگه بلافاصله دهانش و با يك يا هر دو دستش پنهون ميكنه...توي بزرگ سالي اين پوشوندن دهان به كمك دست كمي ماهرانه تر  ميشه . زماني كه يك  نوجوان دروغ  ميگه  دست اون مانند كودك 5 ساله بالا مياد  ولي بجاي  پوشش مشخص دست ها  روي دهان  انگشت ها به  آرامي دور  لبها  حركت ميكنه...زماني هم كه يك  بزرگسال  دروغ ميگه  مغز به  دست اون فرد  دستور  پوشوندن  دهان و ميده تا كلمات  فريبنده و  پنهون كنه اما در آخرين  لحظه دست از صورت به كنار كشيده ميشه و و در نتيجه بيني لمس ميشه..اين حركت چيزي بيشتر از يك  مدل  پيشرفته تر از حركت پوشش  دهان نيست...پس تعبير حركات يه شخص 50 ساله مشكل تر از يه فرد جوانه.

يه سوال؟؟آيا امكان  ظاهر سازي  حركات  وجود  داره يا نه؟؟..جواب  منفيه...ولي چرا؟؟  بطور مثال دست هاي باز به  طوري كه كف  دست ها  نمايان باشه نشانه  صداقت است آما زماني كه  فردي نتقلب با كف دستان نمايان و  چهره خندان به شما  دروغ ميگه علائم ريزي از اون اين دوگانگي و بر ملا ميكنه...احتمالا تخم چشماش  كوچيك ميشه .ابروي يك  چشم شايد بالاتر بره يا گوشه  دهانش شايد تكان بخوره و  اين علائم با كف دستان  نمايان و لبخند صادقانه اش در  تضاد است...مشكل  دروغ گويي اين است كه  ضمير ناخود آگاه ما به طورخودكار و مستقل از زبان بدن ما اين دروغ كلامي مان عمل ميكند..لذا "زبان بدن"اين دروغ رو آشكار ميكنه...

توي شناختن زبان بدن اول ما بايد حريم ها رو بشناسيم...اكثر حيوانات فضاي خاصي از پيرامون بدنشان را فضاي  شخصي و  حريم  خودشون  ميدونن..مثلا يه شير  حريمي به شعاع 50 كيلومتر يا  بيشتر حريم خودش ميدونه...انسانها هم فضاي شخصي و  متحرك خودشون و دارن..اندازه اين حريم بستگي به تراكم جمعيت محلي داره كه شخص توي اون بزرگ شده....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آتنا پیربانی در 11:36 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388

...

مهم نیست که قشنگ باشی،

قشنگ اینه که مهم باشی حتی واسه یه نفر!!!!!!

اگر دیدی دنیا برات مفهومی نداره تحمل کن،

شاید خودت دنیای کسی باشی!!!!!

گل اگر خار نداشت، دل اگر بی غم بود، اگر از بهر پرستو قفس تنگ نبود،

زندگی، عشق، اسارت، قهر، آشتی

همه بی معنا بود. 

نوشته شده توسط آتنا پیربانی در 13:0 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و نهم فروردین 1388

...

ما بی غمان مست دل از دست داده ایم           همراز عشق و همنفس جام باده ایم

بر ما بسی  کمان  ملامت   کشیده اند               تا کار خود ز ابروی جانان گشاده ایم

ای گل تودوش داغ صبوحی کشیده ای             ماآن شقایقیم که با داغ زاده ایم

پیر مغان  ز  توبه  ما  گر  ملول  شد                   گو باده صاف کن که به عذرایستاده ایم

کار از تو می رود  مددی ای دلیل  ره                 کانصاف می دهیم و ز راه اوفتاده ایم

چون لاله می مبین و قدح در میان کار               این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم

گفتی که حافظ این همه رنگ وخیال چیست     نقش غلط مبین که همان لوح ساده ایم

نوشته شده توسط آتنا پیربانی در 12:43 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و نهم فروردین 1388

 "مفهوم می در اشعار حافظ"

مسلم است می از جمله مفاهیم بحث برانگیز در اشعار حافظ است که بسیار در مورد آن سخن گفته اند: « این حرف را بارها پژوهندگان حافظ گفته اند که دو باده در حافظ داریم: انگوری و عرفانی یا دو معشوق در دیوان مطرح و مخاطب است :زمینی انسانی و آسمانی عرفانی . نگارنده به نوع سومی از می و معشوق در حافظ قائل است و بر آن است که بیشترین اشعار حافظ در این زمینه سوم است و آن همانا می و معشوق ادبی و کنایی است.»

روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست         می ز خمخانه به جوش آمده  میباید خواست

توبه زهد فروشان گران جان بگذشت                   وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

با توجه به بیت دوم این غزل به نیکی پیداست که این می در مقابل زهد فروشی های مسلمانان ظاهری که دین را حربه ای برای خود قرار داده اند مطرح شد و منظور التفات به روح و حقیقت روزه و روزه داری است چرا که او نیک می داند که ریا از منفورترین گناهان در پیشگاه خداوند است و انسان باید همه ایام و لحظات را غنیمت بداند نه تنها ماه مقرر شده رمضان و یا در پیش چشمان خلق! این مفهوم در این غزل به روشنی تکرار شده است:

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد                     هلال عید به دور قدح اشارت کرد

ثواب روزه و حج قبول آنکس برد                             که خاک میکده عشق را زیارت کرد

 حافظ بر مبنای نظری و عرفانی‏اش از عشق معشوق، می، مستی، سلطان، زاهد و زهد.. یک سرنمون(کهن الگو) و یک مفهوم ازلی و عرفانی در ذهن دارد و وقتی از عشق، شراب و مستیِ این جهانی سخن می‏گوید اشاراتی هم به سرنمون‏ها یا مفهوم انتزاعی و عرفانی سرنمون‏ها دارد، چرا؟ برای اینکه او جهانی را که می‏زید و تجربه می‏کند، براساس همان سرنمون‏هایی می‏زید و تجربه می‏کند که آنها را باور دارد.

 شاید مضمون این بیت حافظ با توجه به فضای دینی جامعه ایران وشخصیت قدسی حافظ و اقتضای موضوع قدری متناقض نما ونامعقول به نظر برسد ؛ اینکه مسلمان پاک اعتقادی که مردم او را لسان الغیب می گویند اینچنین ترک ادب شرعی بگوید و بخواهد روزه ی خود را با می افطار کند و این ماه پر برکت را بخاطر امساک از نوشیدن شراب با بی حوصلگی و بی میلی سر کند و منتظر پایان آن بنشیند همه مصداق ترک ادب شرعی و حتی فسق شناخته شده اند .

اما حقیقت این است که در دوره هایی از تاریخ ایران و شاید تا همین اواخر ،می خوارگی  و شرب خمر چندان منع و رد اخلاقی نداشت که امروزه دارد. و به قول استاد خرمشاهی یک گناه اخلاقی و اجنماعی قبیح شناخته نمی شد . ( برای تفصیل این مطلب مراجعه کنید به ذهن و زبان حافظ، مقاله « میل حافظ به گناه » از استاد بهاءالدین خرمشاهی .) درست است که عامه مسلمانان این عمل را مصداق بزه و گناه تلقی می کردند اما اغلب در خفا یا به ندرت در علن لبی تر میکردند و به قول حافظ از این کیمیای هستی خود را بی نصیب نمی گذاشتند .و خود حافظ هم «  میانگوری و معشوق جسمانی را با اشتها و حضور قلب و با احساس می ستاید» ( حافظ نامه ، بهاءالدین خرمشاهی ، جلد اول ، درشرح غزل « روزه یکسو شد و .......برخاست .» )

با وجود همه این حقایق تاریخی ،آنان به حرمت ماه رمضان می گساری را موقتا تعطیل می کردند و این کار را به هنگام آشکار شدن هلال عید موکول می کردند.و این رسمی شایع و عرفی رایج درآن زمانه بود

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید      از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
نوشته شده توسط آتنا پیربانی در 10:17 |  لینک ثابت   •